سفارش تبلیغ
صبا

زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر

صفحه خانگی پارسی یار درباره

دانلود سخنان دکتر رائفی پور در رابطه با بی حجابی و آثار آن


دانلود سخنان دکتر رائفی پور در رابطه با بی حجابی و آثار آن

دانلود



منبع : پایگاه خبری حجاب



حجاب و عفاف ارزش والای زن مسلمان ایرانی

http://laleha.com/weblog/fatemeh/post/hijab3333.jpg

بی تردید یکی از مهمترین دغدغه‌های اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامى، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدی(ص) در جامعه بوده و هست. مساله حجاب نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی حفظ عفت عمومی در جامعه، همواره مورد بحث و نظر کارشناسان مختلف بوده، تا آنجا که با گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب بی بدیل اسلامی در ایران، هنوز یکی از مباحث زنده و جریان‌دار این نظام محسوب می‌شود


حجاب بهترین حافظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و پوشیده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقویت بنیان خانواده است بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز می باشد


بنابر گواهی متون تاریخی در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است مورخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند یاد می کنند.

حجاب، پیش از اسلام نیز به حسب مقتضیات زمان، در جوامع گوناگون وجود داشته است; زیرا پدیده فطری شخصیت طلبی هر انسان با شرافت را در هر زمان و مکان به سمت دست یابی به ارزش های متعالی می کشاند و بدون شک، حجاب یکی از ارزش ها به حساب می آید; چرا که رعایت آن شخصیت انسان را تضمین می کند. از این رو، اسلام رعایت حجاب را مورد تأکید قرار داده است.


در راستای آن خداوند در آیه 31 سوره نور پیام های زیر را برا ی امت خود به ارمغان می آورد


1- در لزوم عفت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام بین زن و مرد، فرقی نیست.

2- جلوه گری زنان ، در جامعه ممنوع است .

3- ظاهر بودن قسمت هایی از بدن که به طور طبیعی پیداست.(صورت ، دست یا پا مانعی ندارد.)

4- در میان انواع پوشش ها، نام مقنعه و روسری بزرگ آمده و این دلیل بر اهمیت حجاب است .

5- در قانون گزاری باید به ضرورت ها، واقعیت ها و نیازها توجه شود. (اگر پوشاندن آن قسمت از بدن که خود به خود آشکار است واجب می شد، زندگی برای عموم زنان مشکل بود.)

6- اسلام به نیازهای فطری و غریزی بشر پاسخ مثبت می دهد.

7 - هرگونه راه رفتنی که سبب آشکار شدن زیورهای مخفی زن شود ممنوع است.

8- زن ، حق مالکیت دارد.

9- زن ، زینت خود را تنها به زنان مسلمان می تواند نشان دهد و نزد زنان کفار باید خود را بپوشاند. یعنی زنان خودی و مسلمان نه بیگانه .

10- پوشش زن با تمایلات جنسی مردان نامحرم کاملا ارتباط دارد.

11- حجاب وپوشش واجب است ، وهرکاری که زینت زن را آشکار کند یا دیگران را از آن آگاه کند ممنوع است .

12- مقدار واجب برای پوشش سر و صورت ، انداختن روسری و مقنعه ای است که گردن و سینه را بپوشاند.

13- با حفظ حجاب ، حضور زن در جامعه مانعی ندارد.( همان گونه که شرکت زن در نماز جماعت بلامانع است .)

14- همه مردم نسبت به مسأله نگاه و حجاب مسئولند و برای نگاه های حرام خود باید توبه کنند

15- مقتضای ایمان ، توبه به درگاه خداوند است .

 16- توبه ، هم واجب است و هم کلید رستگاری است .

17- راه رستگاری ، بازگشت از مسیرهای انحرافی به راه خداست .

 

 


رابطه حجاب و عفاف

 

از مقایسه مفهوم دو واژه‌ی «حجاب» و «عفاف» معلوم می شود که هر دو در اصل معنای "منع و جدایی" مشترکاند.

با این تفاوت که منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و برخاسته از درون است؛

 البته با توجه به تأثیر متقابل ظاهر و باطن بر یکدیگر، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و حیای باطنی ارتباط وجوددارد؛

به این مفهوم که هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، در تقویت و پرورش عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛

 و هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، حجاب و پوشش ظاهری هم بیشتر و بهتر خواهد بود.

 از مجموع تعالیم دینی و اخلاقی چنین فهمیده می شود که مبنای حجاب (پوشش) ظاهری همان عفت و حیای درونی است

و به همین دلیل عفاف ریشه و اساس حجاب است.

 

 


کارکردهای عفاف و حجاب در اسلام

-        بالابردن ارزش زن

-        بالا بردن بهداشت روانی افراد و جامعه

-        افزایش استحکام بنیان خانه و خانواده

-        افزایش کارایی اجتماعی و مبرا شدن جامعه از تحریکات جنسی

-        رشد عشقهای پاک

-        متجلی شدن ارزشهای عالی انسانی و اخلاقی

-        شکوفایی استعدادهای فطری و طبیعی

-        ارتباط سالم میان افراد جنس مخالف و افراد هم جنس

 

 


و اما بد حجابی:

واژه ی بدحجاب، در سال های بعد از پیروزی انقلاب طرح و تکرار شده است. تا قبل از پیروزی انقلاب در برابر واژه ی با حجاب از عبارت بی حجاب استفاده می شد. کسانی بی حجاب تلقی می شدند که از روسری و یا چادر برای پوشاندن حتی بخشی از موهای سر استفاده نمی کردند و نیز از لباس های کوتاه و بدن نما به عنوان پوشش استفاده می کردند.


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اکثریت بانوان به استفاده از حجاب و پوشش اسلامی روی آوردند و اقلیتی نیز ضمن استفاده از روسری و تن پوش ها و حتی چادر، حدود شرعی پوشش و رفتار و گفتار با نامحرم را رعایت نمی کردند. این معضل و ناهنجاری (در پوشش) در سال های اخیر بنا به دلایلی رو به گسترش بیشتری نهاده و به عنوان یک تهدید برای تحکیم خانواده ها و امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه مورد توجه و تا?کید قرار گرفته است.

 


می توان مهم ترین عوامل بی حجابی را در محورهای زیر جست وجو کرد:

ضعف ایمان

هوس رانی

جلب توجه دیگران

دگرآزاری

غرب زدگی

پل زدن به ازدواج

فخرفروشی

تبلیغات استعماری

وسوسه های شیطانی

سرزنش دیگران

مدگرایی

ضعف غیرت

عدم نظارت سیاست گذاران فرهنگی

خانواده سهل انگار

ضعف حیا

 

پس

 

فلسفه حجاب امر مکتوم و پنهانی نیست زیرا:

 


1-برهنگی زنان که طبعاً پیامدهایی همچون آرایش و عشوه گری و امثال آن را به همراه دارد با تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان های بیمارگونه، عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می گردد. مخصوصاً توجه به این نکته که غریزه جنسی نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمی است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکی شده ، تا آنجا که گفته اند: « هیچ حادثه مهمی را پیدا نمی کنید مگر اینکه پای زنی در آن در میان است»

 

2-آمار قطعی نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، زیرا در « بازار آزاد برهنگی» که عملاً زنان را به صورت کالای مشترکی « لااقل در مرحله غیرآمیزش جنسی» در آورده اند، قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد.

 

3-گسترش دامنه فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی است و دلائل آن مخصوصاً در جوامع غربی کاملاً نمایان است.

4-مسأله « ابتذال زن» و « سقوط شخصیت او » در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است ، هنگامی که جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد ، طبیعی است روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزون تر از او دارد و هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهای انتظار و عاملی برای جلب جهان گردان، سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا سرحد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط می کند و ارزشهای والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او جوانی و زیبایی و خودنمایی اش می شود و به این ترتیب مبدل به وسیله ای خواهد شد برای اشباع هوسهای سرکش یک مشت آلوده فریبکار و انسان نماهای دیو صفت، در چنین جامعه ای چگونه یک زن می تواند با ویژگیهای اخلاقی اش، علم، آگاهی و دانایی اش جلوه کند و حایز مقام والایی گردد

 

منبع: راسخون


شعری از مرحوم اغلسی در مورد حجاب -------- زن مؤمنه از طرز حجابش

کسی که در قفس غرب استحاله شود                به پنجه هوس غربیان مچاله شود

در خیابان چهره آرایش مکن                         از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز                       در مسیر چشم‌ها افسون مریز
 
یاد کن از آتش روز معاد                              طره گیسو مده در دست باد
 
خواهرم دیگر تو کودک نیستی                      فاش‌ترگویم عروسک نیستی
 
خواهرم ای دختر ایران زمین                           یک نظر عکس شهیدان را ببین
 
خواهر من این لباس تنگ چیست ؟                     پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود!

خواهرم این قدر طنازی مکن                   با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان نشو                      نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد                      شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم                 زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست                   کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست              زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست



مگر حضرت حافظ اولیای خدا نبود ؟!


می خواهم از همین ابتدا راحت بنویسم و حرف آخر را اول بزنم ...

یاد صحبت شیخ رجبعلی خیاط (ره) افتادم که می گفت : حافظ از جنبه معنوی واقعا فرو گذار و کوتاهی نکرده وانچه لازمه ی بیان حقایق معنوی و ذوقیات عرفانی بوده در شعر او هست . حافظ از اولیای خداست و جایگاه او در برزخ رفیع است.
یاد حرف رهبرمان افتادم :"حافظ در تصویر سازی بی نظیر و بسیار برجسته بود. وقتی شاعر می گوید
دوش دیدم که ملائک ، در ِ میخانه زدند

گِل ِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان ِ حرم ِ ستر و عفاف ِ‌ملکوت

با من ِ راه نشین ، باد? مستانه زدند

یک ترسیم ِ بسیار روشن از آن چیزی است که در یک مکاشفه یا در یک الهام ِ ذهنی یا در یک بینش ِ عرفانی به شاعر دست داده است و احساس می کند که این را به بهترین زبان ذکر می کند و اگر ما قبول کنیم - که قبول هم داریم - که این پیام ِ عرفانی است و بیان ِ معرفتی از معارف عرفانی ، شاید حقیقتآ آن را به بهتر از این زبان ، به هیچ زبانی نشود بیان کرد".

علامه طباطبایی هم در تمجید و منزلت  حضرت حافظ فرمودند : گفتار خواجه بر طبق حال است ای کاش کسی میتوانست غزلیات او را بر طبق حالات سلوکی تنظیم کند
چه کسی میتواند غزلیات حافظ را شرح کند؟ یا بعبارتی تنها کسی میتواند شعر حافظ را بفهمد که خود به درجات حافظ رسیده باشد
هیچگاه علامه طباطبایی کسی را در کمال شعر و عرفان هم ردیف حافظ نمیدانست.
اما دلم سوخت آن یک بار آخری که به آرامگاهش رفتم ! گفتم آیا این جماعت نمی دانند که چرا خواجه ,  لقب حافظ را به خود گرفت ؟ آیا نمی دانند او فقط یک شاعر نبود؟ آیا نمی دانند که اشعارش را با علم الهی می نوشت ؟ آیا نمی دانند که او اولیای خدا بود ؟
تاسف خوردم و از درون مطمئن بودم که حضرت حافظ به دیدار این جماعت راضی نیست ... !



چرا ما اینقدر از شاعر بودن حافظ دم زده ایم که حال اگر از یک خردسال هم بپرسید حافظ که بود می گوید یک شاعر بود !

به نظر من او اگر اولیای خدا نبود هیچ وقت شعر هم نمی گفت ...
من توقعی از آنان که با دیدنشان بر آرامگاه شیخ تاسف خوردم ندارم ... یک جای کار می لنگد !

یا ما معنی احترام را نمی دانیم , یا شناخت از بزرگانمان نداریم و یا اصلاً خدا را باور نداریم !

توقعی ندارم از این جماعت چون برایشان هنوز جا نیفتاده است که حافظ قبل از اینکه شاعر باشد اولیای خداست ...


اگر دست من بود تمام اشعاری که از شیخ بزرگوارمان بر در و دیوار آرامگاهش هست را پاک می کردم , بر سر در ورودی می نوشتم آرامگاه لسان الغیب , بزرگزاده ی عرفان , حضرت حافظ شیرازی . با احترام وارد شوید !


آن روز واقعاً تاسف خوردم ! شیخ رجبعلی خیاط از اولیای خدا بود ؛ او وقتی اشعار حافظ را می خواند اشک می ریخت ... چون از دید الهی بودن اشعارش می خواند و می دانست که حافظ هم مثل خودش از اولیای خدا بود .

ما صرفاً می دانیم حافظ شاعری معروف است و برای خوشگذرانی هم که شده می خواهیم یک بار آنجا باشیم و یا چون جمعه ها رایگان است آنجا بهترین جا برای تعطیلیمان است ....
این جماعتی که با دیدنشان تاسف خوردم نمی دانند که حافظ به آنان اذن دخول هم نداده است بی اجازه وارد شده اند با ظاهری کاملاً زننده !
به قبرش می چسبند و عکس می گیرند و آنجا اوج بی حجابی است !

مگر ملاک شما فقط دیوانش نیست؟ ... بروید و بگردید تا ببینید حتی حافظ یک جا هم از بی حجابی نگفته است ...


آیا حرف من خریدار دارد ؟! دوست دارم فریاد بزنم و بگویم : حافظ به شما اذن دخول نداده است ! برگردید !


اینقدر از شاعر بودنش گفته اند و از سلوکش نگفته اند که این جماعت باور ندارند که بی حجاب رفتن به آرامگاهش قدغن است ...

حرف آخر : ای تویی که بر سر آرامگاهش اینگونه می روی , خواجه , حافظ کل قران به چهارده روایت بود که توسط قوام الدین لقب حافظ را گرفت ... آیا یک بار قرآن را خوانده ای ؟!
فقط همین !


موج ما : به دلیل اینکه عکس ها مخرب و خود مبلغ بی حجابی بود آنها را در سایت قرار ندادیم و فقط به همین چند عکس اکتفا کردیم .



***********


منبع : پایگاه تحلیلی خبری موج ما  


برچسب‌ها: مگر حضرت حافظ اولیای خدا نبود, عکس, حافظ شیرازی